تقدیم به مادرم
زیباترین فرشته آسمانی من،
خداوند تورا آفرید تا مادر من باشی من به خود افتخار میکنم که چنین مادری دارم.مادری که هرچه بخواهم او را توصیف کنم کلمات یاریم نمیکنند
عیدت مبارک
مامان مهربون و خوبم ، مادر عزیزم ، که از فرشته های آسمون فقط دو بال کمتر داری. مادری که همه ی مهر و صفا و عشق در وجودت نهاده شده ....بابت تمام زحمت هایی که برای من مخصوصا رایین جون کشیدی دستانت رو بوسه باران میکنم..... .
این عکس عید سال قبله مامان جون که از سفر برگشت عکس و آپدیت میکنم .gif)

موضوع :
.gif)
من میگم لحظه سال تحویل هر کسی باید خونه خودش باشه ولی خوب امسال یه جورایی نشد که ما خونه خودمون باشیم.
از اونجایی که مامان جون حسابی خسته شده بود خودم
به مامانم اصرار کردم که بره ارومیه تا یکم استراحت کنه ولی خیلی تنهایی برام سخت بود یه جورایی احساس می کردم غریب و تنها شدم..gif)
....ولی خوش به حال عزیز جون و خاله فرزانه که امسال عید مهمون دارن اونم مامان جون (یعنی مامان من ) و آیدا (دختر خاله من)
خلاصه رفتیم خونه حاج خانم «مامان محمد» دقیقا 10دقیقه به سال تحویل بود که رسیدیم .عمو مهرداد « عمو بزرگه » هم اونجا بود.خلاصه سر سفره مامانی نشستیم و سال تحویل شد بعد از کلی
تلفن زدنا شروع شد و بد تر از همه اینه که اونجا اصلا موبایل انتن نمیده.
خلاصه اینکه امسال عید ، عید تنهایی بود .
اینم سفره هفت سین خودمون

و تخم مرغ رنگی های آقا رایین.gif)

و اینم عکسایی که خونه مادر شوهر انداختیم
برای دیدین بقیه عکسها روی ادامه مطلب کلیک کنید(لطفا)
ادامه مطلب...
موضوع :
بهار میرسد، نگاه کن!
بیا ما هم شکوفه دهیم...
فرشته ی من....gif)
بازم آخرین برگ تقویم و کندیم و یه تقویم جدید گذاشتیم روی میز با این تفاوت که این بار بالای تقویم
نوشته « سال 1391»..gif)
رایین عزیزم این دومین بهاره که داری میبینی امیدوارم سال های سال و هزاران بهار رو تجربه کنی و هر سال بهتر از سال قبل برات باشه پسرکم .

موضوع :
کودکم گریان بود
از زندگی حیران بود
بی قراری در صدایش
اشک دیده روی گونه هایش
کودکم در آغوش خویش
گرم تر گشتم از روزان پیش
کودکم آرام گشت، خاموش شد
قصه گفتم، قصه سادگی و صفا
قصه شاپرک و گلبرگ نور
قصه رنگین کمان راه راه دور
بر سرش دست نوازش
بر دلش روی نیایش
کودکم زیبا شد
پر کشید، پرواز کرد
در بهشت دیده اش
دیدم ازآن روی باز
از نگاه خنده روی کودکم
خدا هم خنده کرد
خدا هم خنده کرد ...
موضوع :






