پسر مهربون ما♥

عکس های جدید از آقا رایین که نجار شده

 اینم عکس های جدید از آقا رایین که نجار شده با وسایل نجاری که خاله فرزانه براش خریده. جوجوی من  اونقدر خنده هات قشنگه اونقدر مهربونی  اونقدر نازی که..... وقتی عصبانی میشی .... وقتی  به چکار کنم میگی چییار کنم .... وقتی بهت میگم شعر ای مهد کودک و بخون و میگی  شعر و تو مهد میخونن فقط ...  وقتی بهت میگم رایین مجسمه شو تا عکس بگیرم و تو زبونتو در مییاری... وقتی من اشک میریزم و تو مییای اشک هام رو پاک میکنیی و میگی گریه نکن بچه های بد گریه میکنن .... دلم میخواد فقط نگات کنم دلم میخواد اونقدر ببوسمت ... دلم میخواد  حتی وقط هایی که خوابی با خود صبح بشینم و نگات کنم....     &nb...
6 آذر 1392

دل نگران

تازگی خیلی وقت کم مییارم . رایین جان از هفته قبل که سرت خورد به میز و دو تا بخیه کوچولو خورد  خیلی  ترسیدم . تازه اون موقع فهمیدم مامانم اون موقعی که من میخوردم زمین چه حالی داشت .خیلی گریه کردم ...... ...
6 آذر 1392

تولد تولد ....... تولدت مبارک

دیشب  تولدم بود خیلی خیلی خوش گذشت   .من آقا رایین 3 ساله که 6آبان رفتم تو چهار سال از همه  ممنونم که اومدن تولدم . تولد خیلی خوبی بود . همه خونه مامان جون بودیم . بابایی برام کیک باب اسفنجی خریده بود  خاله ها هم زحمت کشیدن عمه  هم برام اسباب بازی باب اسفنجی خریده بود،جاتون خیلی خالی بود خونه مامان جونی پر از بادکنک های رنگی بود.     مامانی گفته عکس ها هم فردا .....    ...
10 آبان 1392

دکتر رایین !!!!!!!

امروز خاله ویدا برای جوجوی ما یه کیف خرید . اونم  چه کیفی !!!!!!!!!!!!!! و اینگونه بود پسر شد دکتر رایین  اینم عکساش....   ...
28 مهر 1392

بدون عنوان

سلام پسر عزیزم امروز میخوام فقط فقط از تو  بنویسم از توکه برای من بابا و همه یه دنیا عشقی  یه دنیا ستاره و یه دنیای ها   مهربونی و یه دنیا از تموم خوبی هایی که تو دنیا وجود دارن. پسرمن عشق من گل همیشه بهار یکی دو ماه دیگه  3 ساله میشی   ومن میدونم تمامزیبایی های دنیا برات کمه فقط میتونم بهت بگم تمام دارایی من قلبی است که در سینه دارم و برای تو می تپد ، آن را به تو تقدیم میکنم. ...
18 شهريور 1392

بدون عنوان

سلام عشقم . ♥♥♥♥ قربونت بشم عزیزم خیلی دوست داری بهت بگم عشقم . پسر نازم دیگه هزار ماشاله بزرگ شدی مرد شدی  صبح ها خودت بلند میشی و میگی میرم مدریسه شعر بخونم با دوستام بازی کنم  بعد ماما بیاد .باورت نمیشه تو اداره ساعت 10 که میشه دلم پر میزنه  میگم کاش زودتر ساعت 4 بشه برم  مهد دنبال رایین  جوجو  پسرک مهربونم یه وقتایی میگم سر کار نرم  بیشتر پیشت بمونم ولی آخه ...... نمیشه جوجویی     ،قربومزه حرف زدنت بشم اونقدر خوب و بامزه حرف میزنی که ادم میخواد اونقدر فشارت بده که.... عشقم رفتیم سرزمین عجایب تو هم که عاشق هیجان و شلوغی  داد میزدی بدو...
18 خرداد 1392

آقا رایین و شیشه شیر !!!!!!!!!!!!!!!!!

الهی من بمیرم که تو اینقدر مهربون و زود باوری  راحت از پوشک گرفتیمت راحت از شیشه . عزیزم بچه های دیگه رو که میبینم شرمنده تو میشم مامانی . چند وقت پیشکه مامان جونی برده بودت پارک شیشه شیرتو که پرت کردی مامان جونی گفت جسیکا که اسم یه سگ بود تو پارک اونو برد و تو البته با کمی بد اخلاقی قبول کردی  از اون روز البته به لطف مامان جونی  تو لیوان  شیر میخوری  قربونت بشم الا ن هم یکم مریض شدی  دیشب که خونه ماما بودی به ماما جونی گفتی سرم درد میکنه دارو بده. دکترتم از این حرف تعجب کرده بود!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!     آقا رایین  وقتی که میخواد لباسش مثل لباس باباش باشه ...
19 ارديبهشت 1392