پسر مهربون ما♥

بدون عنوان

سلام عشقم . ♥♥♥♥ قربونت بشم عزیزم خیلی دوست داری بهت بگم عشقم . پسر نازم دیگه هزار ماشاله بزرگ شدی مرد شدی  صبح ها خودت بلند میشی و میگی میرم مدریسه شعر بخونم با دوستام بازی کنم  بعد ماما بیاد .باورت نمیشه تو اداره ساعت 10 که میشه دلم پر میزنه  میگم کاش زودتر ساعت 4 بشه برم  مهد دنبال رایین  جوجو  پسرک مهربونم یه وقتایی میگم سر کار نرم  بیشتر پیشت بمونم ولی آخه ...... نمیشه جوجویی     ،قربومزه حرف زدنت بشم اونقدر خوب و بامزه حرف میزنی که ادم میخواد اونقدر فشارت بده که.... عشقم رفتیم سرزمین عجایب تو هم که عاشق هیجان و شلوغی  داد میزدی بدو...
18 خرداد 1392

آقا رایین و شیشه شیر !!!!!!!!!!!!!!!!!

الهی من بمیرم که تو اینقدر مهربون و زود باوری  راحت از پوشک گرفتیمت راحت از شیشه . عزیزم بچه های دیگه رو که میبینم شرمنده تو میشم مامانی . چند وقت پیشکه مامان جونی برده بودت پارک شیشه شیرتو که پرت کردی مامان جونی گفت جسیکا که اسم یه سگ بود تو پارک اونو برد و تو البته با کمی بد اخلاقی قبول کردی  از اون روز البته به لطف مامان جونی  تو لیوان  شیر میخوری  قربونت بشم الا ن هم یکم مریض شدی  دیشب که خونه ماما بودی به ماما جونی گفتی سرم درد میکنه دارو بده. دکترتم از این حرف تعجب کرده بود!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!     آقا رایین  وقتی که میخواد لباسش مثل لباس باباش باشه ...
19 ارديبهشت 1392

عید 1392

امسال عید هم اومد و رفت امسال آقا رایین سال تحویل  شمال بود .اولین بارش بود که دریا رو میدید. همه بودن خاله ویدا عمورضا - آیدا _ عزیز -دایی و زن دایی  چند روز بعد هم خاله فرزان-عمو حمید خاله پروین و..... خلاصه خیلی خوش گذشت بیچاره آیدا هر جا میرفت رایین دنبالش                           ...
29 فروردين 1392

کارهای جدید آقا رایین

  رایین عزیزم ماشالله دیگه آقا شدی . به لطف مامان جون ، چند ماهی هست دیگه پوشک نمیشی شعر یه توپ دارم و آقا خرگوشه رو  یاد گرفتی .هر کی بگه سرمدرد میکنه بهش میگی دوا بیارم بریم دکتر. وقتی ازت بپرسیم بزرگ شدی میخوای چی کاره شی میگی دوهتر .امیدوارم همین طور هم بشه جو جوی من. ...
29 دی 1391

شرمنده آقا!!!!!

من شرمنده پسر ناز منگولم شدم اونقدر درگیر کار شدم که وقت نکردم وبلاگشو به روز  کنم البته تقصیر خودشم هست اونقدر شلوغی میکنه که ....  یعنی قشنگ از دیوار راست میره بالا   البته بیشتر  دلم واسه ما مانم میسوزه ....               ...
16 دی 1391

تولد دو سالگی

تولددوسالگیت مبارک   ای روشنی گسترده ، ای زیبایی محض ، ای آسمان بی کران مهربانی،   کلامی می آفرینم تا با تو سخن بگویم، امروز خورشید شادمانه‏ ترین طلوعش را خواهد کرد و دنیا رنگ دیگری خواهد گرفت، قلبها به مناسبت آمدنت خوشامد خواهند گفت،سالروز زمینی شدنت مبارک       سلام رایین جان ،امروز  تو دو ساله میشی  عزیزم شاید الان متوجه نباشی این لحظه یا شاید این  روز  چقدر زیباست . عزیزم دو سال پیش 6 آبان مامان ،بابایی ،خاله فرزان و عمه مهرنوش رفتیم بیمارستان و ساعت 9:10 دقیقه صبح  تو وارد دنیای ما شدی  و به زندگی ما نور تازه و رنگ و بوی عشق و ...
6 آبان 1391